تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


سرکوب رویاپردازی  

سید کامران باقری
مشاور مدیریت نوآوری و مالکیت فکری
از آلبرت انیشتین نقل است که: "روياپردازی مهم‌تر از دانش است. چرا که دانش به دانسته‌ها و درک اکنون ما محدود است، اما روياپردازی گستره‌ای به بزرگی کل جهان و تمام درک و دانش آتی بشریت دارد."
 روياپردازی، نقشی کلیدی در پیشرفت افراد، شرکت‌ها و کشورها دارد زیرا نقطه آغاز نوآوری است. زمانی که تصویری در ورای داشته‌ها، دیده‌ها و کرده‌های موجود، مجال شکل گرفتن پیدا می‌کند، تلاش برای تحقق آن تصوی

ادامه مطلب  

من فراموش نمیکنم : 6  

.چند دقیقه زودتر از بقیه بچه ها اومدم بیرون و رو نیمکتی که تو پیاده رو بود نشستمیه نخ سیگار از جیبم درآوردم و گذاشتم کنج لبمیعنی میلاد و رويا؟چقدر خوبه که میلاد بالاخره داره میخندهدست کردم تو جیبم تا سیگار روشن کنم ولی هرچی گشتم انگار فندک همرام نبودچرا هنوز عادت نکردم به نبود فندک ، شیش ماهی میشه که فندک همراه خودم نمیارم تا سیگارو ترک کنم و تا حدی هم موفق بودم فردینی که روزانه حداقل شش هفت نخ میکشید الان به هفته ای یکی دو نخ رسیدهسعید و بچه

ادامه مطلب  

سكس مصنوعي  

این روزها همه چیزمان را مصنوعی میسازند...
فیلم های اكشن هیجانات مصنوعی میدهند
كارتن های كودكانه كودكان مارا در آرزوهایشان مسخ میكنند
داستان سكسی مینگارند فیلم های سكسی میسازند
تا حتی ارضا شدن هایمان هم مصنوعی باشد
عشق های خیالی به خورد ما میدهند
...
یادمان رفته ما باید برای آرزوهایمان برخیزیم
تلاش كنیم
برویم پای چشمه كوزه بشكنیم عاشق شویم
رويا هایمان را برایش تلاش كنیم
تا واقعا ارضا شویم...
این روزها تلاشمان را از ما گرفته اند...
بیدار شویم...

ادامه مطلب  

رویا از پس رویای بی دل  

دوباره شب و بیخوابی عاشقانه...گویی خاطرات درون کوچه پس کوچه های مغزمان دشمنی عجیبی با آرام گرفتن پلکهایمان دارندانگار ن انگار که همین دیده پر آشوب بوده ک زمانی درآن کوچه ها می چرخید...باز مرغ خیال بر روی درخت روياها مینشیند...آه چه شدی تو... درختی که زمانی سبز و پربار بود با شکوفه های گیلاس و عطر بهار نارنج حال آن مس وجودش طلا شده و با کیمیاگری خود همه وجودش را افشا کرده و از اعماق وجود فریاد عشق سر‌‌می‌دهد و اشک میریزد و با این تضرع گویی خود را

ادامه مطلب  

شعر هفته 2 (آه شکسپیر)  

آه شکسپیر
 
بی نگاه شب روز چه معنا می دهد
بی کابوس شب رويا دیدن بیهوده است
بی زخم های سخت نوازش چه معنا می دهد
دوری توست که آغوشت را گرم کرده است
این درد است که همدم را معنا می دهد
در نبود توست که بودنت به سان نعمتی است
بی من، من چه معنا می دهد
آه شکسپیر ، بودن یا نبودن مساله این است
                                               طیب هیبتی

ادامه مطلب  

گرگ  

من هر روز خدا را فریاد می کنم شما هر روز اسم عشق تان.
من در کوچه ای هستم که اسمش را نمی دانم در شهری گرفتارم که نمیخواهم و در کشوری هستم که نمیخواستم باشم و زندگی ای می کنم که نمیخواستم و اجباری بود اما شما ها به زندگی حریص تر هستید.
اما این به این معنی نیست که زندگی را سرسری خواهم گرفت و تلاش نخواهم کرد. هر روز به سوی اهدافم قدم برمیدارم هر چند  زخم میخورم از مردم ولی باز میدانم که خواهم رسید به آن رويا های بر باد رفته ام. من گرگ باران دیده ام...

ادامه مطلب  

 

یک شب از خواب بیدار میشی و می بینی فقط رويا بوده، همه چی بهت پشت کرده، اتفاقی هم نمی افته، اونوقت یکهو پیر میشی. می بینی به چیزی که خواستی نرسیدی، هرگز هم نخواهی رسید. به حافظه ت میسپاری و بعدشم رو صندلیه راحتی با دیدن برنامه های روزانه تلویزیون بقیه عمرتو به خواب میری.
.
هی مکس، یکنفر سوار مترو لس آنجلس میشه و میمیره. فکر می کنی کسی متوجه بشه؟
 
Collateral

ادامه مطلب  

 

یک شب از خواب بیدار میشی و می بینی فقط رويا بوده، همه چی بهت پشت کرده، اتفاقی هم نمی افته، اونوقت یکهو پیر میشی. می بینی به چیزی که خواستی نرسیدی، هرگز هم نخواهی رسید. به حافظه ت میسپاری و بعدشم رو صندلیه راحتی با دیدن برنامه های روزانه تلویزیون بقیه عمرتو به خواب میری.
.
هی مکس، یکنفر سوار مترو لس آنجلس میشه و میمیره. فکر می کنی کسی متوجه بشه؟
 
Collateral

ادامه مطلب  

پيشنهاد  

مشاورم خیلى دوستم داره؛ بعد اینهمه سال مشاور نیست دوسته؛ میشینم كنارش سرم رو میذارم رو شونش و اروم براش حرف می زنم؛ انگار به یك پرنده بی دفاع امنیت داده؛ آروم و صبور حرفم رو میشنوه.
می گم مشاور نیست دیگه دوسته؛اونم میشینه برام حرف می زنه شعرهاشو میده بخونم؛ سربسر هم میذاریم؛ سالهاست دیگه...
همیشه بهم می گه تو آدم ازدواجى؛می گه من به خیلی ها ممكنه بگم برید دوست شید حالشو ببرید ولى تو نمی تونى؛باید كسى باشه كه بفهمت.
صبح بهم زنگ زد كه یك مورد از

ادامه مطلب  

مراقبه های روزانه  

 همین كه از خواب بیدار شوی، تمام بدبختی ها و دردها و رنجها چنان پوچ، بی معنا، پیش پا افتاده و مضحك به نظر می رسند كه در حیرت می شوی «چرا و چگونه این همه عذاب می كشیدم در حالی كه همه چیز دروغین بود؟ هیچ چیز واقعیت نداشت، یك خیال و یك رويا بود»
از این رو است كه عارفان دنیای ما را توهم و خیال می دانند.
درد و رنج كشیدن خیالی است.
شادمانی طبیعت راستین ماست. این را به یاد داشته باش. بارها و بارها به یادش بیاور.
https://t.me/EbNazari 

ادامه مطلب  

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟"  

آلن دو باتن در این كتاب، به جزییات خیره كننده ای در باب خواندن رمان " در جستجوی زمان از دست رفته" كه یكی از مهمترین و طولانی ترین رمانهای قرن بیستم است، اشاره می كند. من كه هنوز این رمان را نخوانده ام، بعید می دانم تا زمانی كه برای بار چهارم، خواندن " جنگ و صلح" را امتحان كنم سراغ پروست بروم. ولی چند جلد كتاب " در جستجوی زمان از دست رفته" همیشه مرا یاد هدیه تولد مادر و زن دایی رويا در مشهد می اندازد كه در قفسه بالای تخت خوابش چیده بود و به گمانم آرام

ادامه مطلب  

 

بعد ۱ماه کسل کننده دیدن نتایجم واقعا خیلی خوشحالم کرد فک نمیکردم بتونم با نمرات خوب بگذرونم خداروشکر بعد ارتقا شغلی شوشو‌ اینم عالیه ۲۰واحد برداشتم هنوز برنامه کلاسیو نزدن هروز چک میکنم راستش از خونه نشستنو تنها موندن خسته شدم وای به حال اونایی که همین درسم ندارن من که دارم دپرس میشم پنج شنبه تولد ماهنی جونه دخمل رويا ،دیروز لیلا جون هم نی نی شو به سلامتی به دنیا اورد ،الان همه منتظر منن

ادامه مطلب  

 

بعد ۱ماه کسل کننده دیدن نتایجم واقعا خیلی خوشحالم کرد فک نمیکردم بتونم با نمرات خوب بگذرونم خداروشکر بعد ارتقا شغلی شوشو‌ اینم عالیه ۲۰واحد برداشتم هنوز برنامه کلاسیو نزدن هروز چک میکنم راستش از خونه نشستنو تنها موندن خسته شدم وای به حال اونایی که همین درسم ندارن من که دارم دپرس میشم پنج شنبه تولد ماهنی جونه دخمل رويا ،دیروز لیلا جون هم نی نی شو به سلامتی به دنیا اورد ،الان همه منتظر منن

ادامه مطلب  

فوتبال  

رونالدو - پس از باخت به فرانسه در جام جهانی 1998 "ما باختیم، چون برنده نشدیم" لاری امسیمنمی - پس از باخت 7-1 برزیل به آلمان در جام جهانی 2014 برزیل "وقتی 4-0 عقبی نباید 7-1 ببازی." استیون جرارد "همه چیز جور بود که من فوتبالیست شدم، اما اگر اینطور نبود، هر روز بابامو تا در در ساختمون می رسوندم". کریستیانو رونالدو "من در یک رويا هستم و هیچ وقت دوست ندارم بیدار بشم" لیونل مسی "کارم فوتبال بازی کردنه، همون چیزی که دوستش دارم"

ادامه مطلب  

فوتبال  

رونالدو - پس از باخت به فرانسه در جام جهانی 1998 "ما باختیم، چون برنده نشدیم" لاری امسیمنمی - پس از باخت 7-1 برزیل به آلمان در جام جهانی 2014 برزیل "وقتی 4-0 عقبی نباید 7-1 ببازی." استیون جرارد "همه چیز جور بود که من فوتبالیست شدم، اما اگر اینطور نبود، هر روز بابامو تا در در ساختمون می رسوندم". کریستیانو رونالدو "من در یک رويا هستم و هیچ وقت دوست ندارم بیدار بشم" لیونل مسی "کارم فوتبال بازی کردنه، همون چیزی که دوستش دارم"

ادامه مطلب  

نام تمام مادران  

رفتیم و تئاتر "نام تمام مادران" محمد رحمانیان عزیزو دیدیم . با صدای خوب هانا کامکار عزیز و پیانوی سامان احتشامی دوست داشتنی. باهاش خندیدم و گریه کردم اما درک؟ واقعیت اینه که خیلی درکش نکردم چون مادر نشدم هنوز اما همه ی دخترا تو خیالشون یه روز بچه دار میشن و دور سر بچه شون می گردن. من هم. اما من همیشه تهش که به این بیماری فکر می کنم و به اینکه هیچ پسری حاضر نمیشه باهام ازدواج کنه تمام اون روياها پوچ میشه. من بیشتر از همه ی آدمای این قصه فقدان و از د

ادامه مطلب  

دکتر یدالله گودرزی  

شبیهِ نرمیِ یک ابر، مهربان بودیهمیشه خنده به لب بودی و جوان بودی صداقتِ هنر از جوهرِ تو پیدا بودو عشق کارِ تو بود و تو کاردان بودی میانِ چشمه ی مهتاب می درخشیدیشبیهِ آینه بینِ ستارگان بودی حریمِ امنیت و عشق ،" در پناهِ تو " بودمیانِ زندگی خویش ، قهرمان بودی اگر چه قصه ی تو عاشقانه شد آغازتو انتهای غم انگیزِ داستان بودی خبر ، تلاقی ِ سنگینِ پُتک و آینه بودتو چون شکفتنِ یک بُغضِ ناگهان بودی حدیثِ رفتنِ تو ساده تر ز رويا بودبه روی ِ هودَجِ بالِ پ

ادامه مطلب  

تماشا کنم  

 اگر یک شب جایِ خدا را بگیرم
 
 مرا با این شکل و شمایل
 
 این لباس ها...
 
 توی اتاقت راه می دهی؟
 
 بعد آرام بگیری و
 
 فکر کنی خسته ای
 
  بندِ دلم پاره شود
 
  با همین دست ها
 
  برایت...
 
  شعر دانه کنم
 
  گردنبند بسازم؟
 
  پنجره باز بماند
 
  دمِ صبح... موهایت را
 
  روی دوشم می اندازی؟
 
  کدام ستاره را به بالشت سنجاق کنم
 
  زودتر پلکت سنگینی می کند؟
 
  چند فرشته دورِ سرت بال بال بزنند
 
  دل به رويا می دهی؟
 
  اصلاً هیچوقت گفته بودم
 
  می خواهم

ادامه مطلب  

 

سلام علیکم
خواستم بگم ....یە چند روز نیستم برادرم کە پارانویید دارە،از دانشگاە برمیگردە.
دیگە منم نمیتونم نە بیام وبلاگ نە چک میل کنم.....هرچند فقط گوگل واسم ایمیل میدە...ولی آدمە و کارهای بیخودش..انتظار اگە نباشە میمیرە....فقط میتونە دلش رو بە انتظار خوش کنە و بگە یە روز میاد....
امروز وبلاگش رو بروز کرد ولی پست من رو نذاشتە بود.نمیدونم شاید ناراحتە ازدستم...آخە یە شکری خوردم ....
چی بگم؟
چی دارم بگم؟
زندگی من مرگ تدریجی یک رويا بود...
یکی بە اسم قاف یە

ادامه مطلب  

 

دلم امشب خیلی گرفته..
دلتنگ بهارم..
دلتنگیم امشب با همه دلتنگی های هر شبم فرق میکنه..
ندیدمش این چن روز ... یه ماه میشه نه دقیقا 27 روزه ندیدمش..
از دور ذیذنش برام یه جور نفسه بدون اینکه هیچی بهش بگم..
بدون  اینکه هیچی بهم بگه میفهمیم..
که دردمون کجاس..
یعنی میشه قاصدک ازش خبری بیاره...؟
خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده..
کجای

ادامه مطلب  

آن شلی با موهای قرمز  

یادش بخیر آن قسمت کودکیم که با اشتیاق منتظر شروع آن شلی با موهای قرمز را بودم و برادرم از برنامه کودک های عاشقانه خوشش نمیامد و میخواست فوتبال ببیند.کلی غر میزدم دعوای مان میشد میگفتم مامان داداشیو!!مامانم می گفت زمان خوشیاتان که من را صدا نمیکنید موقع دعوا مامان .مامان می کنید.خلاصه مامانم میامد چون خودش هم از برنامه کودک آن شلی با موهای قرمز خوشش میامد می گفت پسر عزیزم بگذار خواهرت برنامه کودکش را ببیند خلاصه برادرم را راضی میکرد بعد کلی د

ادامه مطلب  

آن شلی با موهای قرمز  

یادش بخیر آن قسمت کودکیم که با اشتیاق منتظر شروع آن شلی با موهای قرمز را بودم و برادرم از برنامه کودک های عاشقانه خوشش نمیامد و میخواست فوتبال ببیند.کلی غر میزدم دعوای مان میشد میگفتم مامان داداشیو!!مامانم می گفت زمان خوشیاتان که من را صدا نمیکنید موقع دعوا مامان .مامان می کنید.خلاصه مامانم میامد چون خودش هم از برنامه کودک آن شلی با موهای قرمز خوشش میامد می گفت پسر عزیزم بگذار خواهرت برنامه کودکش را ببیند خلاصه برادرم را راضی میکرد بعد کلی د

ادامه مطلب  

 

وقتی عاشق شدم برای خودم یك وبلاگ درست كردم. همه حرف های دلم را نوشتم.اگه صادق باشم باید بگم حرف هایی كه خودمم به درست بودنش اعتماد كامل نداشتم. می ترسیدم هیجان را با عشق  اشتباه گرفته باشم. رفته رفته متوجه شدم بله اشتباه  كردم. با خودم گفتم این عشق نیست. هیجانم نیست. من از مرزهای بسته ی  جنون رد شده بودم. دیوانه وار عاشقش بودم. مطمئن بودم عشق اسمانی دارم چون در این زمانه كمتر عشقی با خود گذشتگی همراه است. من حاضر بودم بخاطر مردی كه دوستش دارم از

ادامه مطلب  

 

 الان است که بیاید. خواب شیرینی که باید همواره طلبش را بکنم. بخندد و من در او مات بمانم. این است.
فلسفه است،اما نمیفهممش. میخواهم رويا را، اما تحلیل نمیشود. 
ساتوری(در واژه نامه های عرفان شرق معنا کنید) . میفهمم این ساتوری عظیم در من رخنه کرده است. اما آرام نمی‌گیرد.
بحران زده ام. رها نمیشوم. چنان گیر و گدار وجهه های غمگین خودم شده ام که نمی توانم بایستم در خودم و لبخندی بزنم. این کوله ی تجربه هایم است.
اما نگین همیشه هست. در آن کوله ی غمگین ، نوری

ادامه مطلب  

 

 الان است که بیاید. خواب شیرینی که باید همواره طلبش را بکنم. بخندد و من در او مات بمانم. این است.
فلسفه است،اما نمیفهممش. میخواهم رويا را، اما تحلیل نمیشود. 
ساتوری(در واژه نامه های عرفان شرق معنا کنید) . میفهمم این ساتوری عظیم در من رخنه کرده است. اما آرام نمی‌گیرد.
بحران زده ام. رها نمیشوم. چنان گیر و گدار وجهه های غمگین خودم شده ام که نمی توانم بایستم در خودم و لبخندی بزنم. این کوله ی تجربه هایم است.
اما نگین همیشه هست. در آن کوله ی غمگین ، نوری

ادامه مطلب  

حال؛ آینده‌ی آن روزها  

 
 
 
روزهای خوبی بودند
روزهای شادی بودند
من گذشته بودم
حال ، آینده‌ی آن روزها
من عاشق بودم
عشق ، مداد رنگی بود
          دور از صفحه نقاشی من
گاه دزدکی ؛
                 رنگ می زدم روی دیوار زمان
زندگی پر بود از
                      میوه های هیجان
و من عاشق بودم
                  عاشق طعم گس چیزهای پنهان
 
شوهرم می گوید :
                     عشق را بلدی ؟
می گویم :   بلدم
 
شوهرم می رود انگار عقب
حال برایش می شود
گذشته دور من
شوهرم می گ

ادامه مطلب  

حال؛ آینده‌ی آن روزها  

 
 
 
روزهای خوبی بودند
روزهای شادی بودند
من گذشته بودم
حال ، آینده‌ی آن روزها
من عاشق بودم
عشق ، مداد رنگی بود
          دور از صفحه نقاشی من
گاه دزدکی ؛
                 رنگ می زدم روی دیوار زمان
زندگی پر بود از
                      میوه های هیجان
و من عاشق بودم
                  عاشق طعم گس چیزهای پنهان
 
شوهرم می گوید :
                     عشق را بلدی ؟
می گویم :   بلدم
 
شوهرم می رود انگار عقب
حال برایش می شود
گذشته دور من
شوهرم می گ

ادامه مطلب  

عشق  

دیروز حالم داغون بود.اونقدر افتضاح که به شوخی های هاشمی هم پوزخند میزدم.بیچاره هاشمی.تمام روز تو اتاقم نشسته بودم.نمی تونستم تکون بخورم.یه اوضاعی بود.راکد راکد بودم.نفسم تنگ بود و به سختی نفس میکشیدم,بغض بدی داشتم و گریه هم آرومم نمیکرد.با اشک خوابیدم...
و...
 خوابت رو دیدم.کنارم نشسته بودی.و داشتی دلداریم میدادی.تنت جراحت داشت ولی بدون توجه به جراحت خودت داشتی من رو آروم میکردی.خیره میشدم به زخمات دستم جلو نمیرفت که بهشون دست بزنم.تو فکر این ب

ادامه مطلب  

نیکی فیروزکوهی  

روز‌هایی‌ هم هست که چشم می‌‌دوزی به چشمِ زندگی‌ و با همه ی حرمتش تحقیرش می‌‌کنی‌از آن روز‌هایی‌ که مجهول بودن هر چیزی ... هر چیزی ... حتی خودت .... غنیمتی استاز آن روز‌هایی‌ که دلت می‌خواهد قید دنیا را با تک تک آدم‌هایش بزنیقید سایه‌ای را بزنی‌ که چنان یک نواخت در تو تکرار می‌‌شود.از آن روز‌هایی‌ که بی‌ هیچ آشفتگی‌، کفش‌هایت را پا میکنی‌، سر را در یقه‌ ی بارانى ات فرو میبری، دست میدهی‌، به دست جیبهای همیشه رفیقت، بی‌ خیال شمارش مع

ادامه مطلب  

تبریک تولد  

تو این روز طلایی تو اومد به دنیا
وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
نیلا رز خانم ما دیروز 3 اسفند  دختر گل  آقا حمید ( حاج محمد رضا حوری ) و رويا خانم ( اصغر آقای آقا گل ) پا به این دنیا گذاشتند .
انشالله قدمشون مبارک باشه
گروه نویسندگان وبلاگ و کانال بهارستان خدمت خانواده های محترم این عزیز تبریکات صمیمانه خود را اعلام میکند .
 
 
 

ادامه مطلب  

خصوصیات بارز کارآفرینان  

 
⚜ خصوصیات بارز کارآفرینان ⚜
1⃣ رويا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی روياهای خود هستند.
2⃣ قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.
3⃣ عملگرا: موقع تصمیم گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.
4⃣ اراده : نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیرقابل عبور مو

ادامه مطلب  

خصوصیات بارز کارآفرینان  

 
⚜ خصوصیات بارز کارآفرینان ⚜
1⃣ رويا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی روياهای خود هستند.
2⃣ قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.
3⃣ عملگرا: موقع تصمیم گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.
4⃣ اراده : نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیرقابل عبور مو

ادامه مطلب  

روزها  

روزها میگذرند
و من هر روز ...
دنیا را بیشتر می شناسم 
عاقل تر می شوم 
و محتاط تر ...
نمیدانم 
شاید فقط ترسوتر میشوم ...
دیگر کمتر رويا می بافم 
دیرتر آدمها را باور می کنم 
کمتر از زشتی ها تعجب می کنم 
و هر لحظه بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم
روزها میگذرند ...!

ادامه مطلب  

روزها  

روزها میگذرند
و من هر روز ...
دنیا را بیشتر می شناسم 
عاقل تر می شوم 
و محتاط تر ...
نمیدانم 
شاید فقط ترسوتر میشوم ...
دیگر کمتر رويا می بافم 
دیرتر آدمها را باور می کنم 
کمتر از زشتی ها تعجب می کنم 
و هر لحظه بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم
روزها میگذرند ...!

ادامه مطلب  

 

نصف شبی زده به سرم دارم رويا پردازی می کنم ...یعنی امکان داره همچین اتفاقی بیفته اونم واسه من فکر نکنم ...در اصل بخام درست فکر کنم این امکان هست البته اگه خدا بخاد و سبب ساز بشه .... امشب واقعا خجالت کشیدم پیش خدا از حرفی که ناخواسته زدم .... عذاب وجدان دارم چرا اون حرف رو الکی زدم خدا منو ببخشه خودم هم باور نمی کنم همچین حرفی به دروغ گفته باشم .... جواب خدا چی خاهم داد استغفار کردم ولی نمیدونم خدا قبول می کنه ... 
گاهی حس می کنم از اینکه تنهام این بهترین

ادامه مطلب  

سیروس امیری زنگنه  

یک شعر سیاسی  
  توی مغز خودکارم    
رژه می رود  
می ترسم بنویسمش !
هی دیوار نقاشی میکنم  
با تاج گل هایی از جنس _
سیم خاردار  
و کابل های ضخیم برق  
که توی مغز استخوان خودکارم  
اتصالی کرده اند 
و یک انفرادی ترسناک  
 اصلا بگذریم  
خودکار جان خفه شو!
تو اخر سرت را 
بدست بچه ها میدهی  
که سوت سوتک درست کنند !
من باید بروم  
قدری فیش حقوقی ام را  
نگاه کنم 
و ببینم شب عید  
می شود  
باقالی خورد !
یا مثلا ماهی ها را  
از پشت ویترین لیس زد ؟!
شاید هم با هم  


ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام